محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
531
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خطبه 47 شهر كوفه « كأنّي بك يا كوفة تمدّين مدّ الأديم العكاظيّ ، تعركين بالنّوازل و تركبين بالزّلازل ، و إنّي لأعلم أنّه ما أراد بك جبّار سوءا إلّا ابتلاه اللّه بشاغل ، و رماه بقاتل ! » ترجمه اى كوفه ! تو را مىنگرم كه چونان چرمهاى بازار عكاظ كشيده مىشوى ، زير پاى حوادث لگدكوب مىگردى ، و حوادث فراوان تو را در بر مىگيرد . من به خوبى مىدانم ، ستمگرى نسبت به تو قصد بد نمىكند مگر آن كه خداوند او را به بلايى گرفتار سازد يا قاتلى بر او مسلّط گرداند . واژهشناسى الأديم : پوست حيوانى كه دبّاغى شده است . العكاظيّ : منسوب به بازار عكاظ ، از بازارهاى معروف پيش از اسلام كه اعراب جاهلى در آن داد و ستد مىكردند . العرك : مالش دادن . النوازل ، الزلازل : حوادث زمان .